تبلیغات
dongye - خلاصه ی قسمت یازدهم افسانه ی دونگ یی ( دانگ یی)

سریال دونگ یی - سریال سرزمین آهن

خلاصه ی قسمت یازدهم افسانه ی دونگ یی ( دانگ یی)

تاریخ:سه شنبه 27 تیر 1391-09:53 ق.ظ

در قسمت 11 ابتدا از قسمت قبل نشون میده که دونگ یی رو اومدن تا ببرند و دونگ یی با اون داروهایی که همراهش بوده یکی از اون افراد رو مجروح میکنه و دارو رو میپاشه تو صورت اون شخص که بعد میاد فرار کنه و بعد دوباره دستگیر میشه منبع انجمن جنرال  : http://www.generaleshop.com/forum/showthread.php?tid=43211&pid=1132539#pid1132539 روی ادامه مطلب کلیک کنید تا عکس ها و توضیحات کامل خلاصه قسمت یازدهم را بخوانید که در همین حین امپراطور و افرادش از راه میرسند و دونگ یی رو نجات میدند و بعد هم دونگ یی ماجرای آزمایش و گیاه پینلا را رو برای امپراطور توضیح میده سپس خبر آزاد سازی دونگ یی توسط امپراطور به وزیر دادگستری و عموش میرسه و از اون طرف هم امپراطور میره پیش فرمانده سئو تا بفهمه که جریان این آزماش از چه قراره

http://pardistour.com/pic/1342436271_.jpg

 

سپس به دستور فرمانده سئو ازمایش در مقابل امپراطور انجام میشه و همه و از جمله امپراطور رو حیرت زده میکنه و در اداره ی تحقیقات هم همه خوشحال و شاد و سرحالند و به هم دیگه تبریک میگن و هم دیگه رو برای حل این معمای پیچیده تشویق میکنند ولی یکی از کارکنان اداره ی تحقیقات که رفته بازار متوجه میشه که داروساز داروی پینلا نخریده و

http://pardistour.com/pic/1342431443_.jpg

 


وقتی میاد اداره تا این موضوع رو گزارش کنه رییس بازجو ها(بانو یو) میگه همچین چیزی غیر ممکنه چون ما دارو رو در اتاق بانو جانگ پیدا کردیم سپس نشون میده که نگهبان های دربار اومدن تا بانو جانگ رو با خودشون ببرند و ماجرا برای افراد اداره تا حدی توضیح داده میشه و میگن این دستور از طرف شخص امپراطور هست,سپس خبر به ملکه دوآگر و سایر افراد اداره ی تحقیقات میرسه که باعث عصبانیت همه میشه و وقتی بانو جانگ آزاد میشه و میفهمه که دونگ یی بیگناهیش رو اثبات کرده بسیار بسیار خوشحال میشه

http://pardistour.com/pic/1342364595_.jpg

 

سپس کارکنان اداره ی تحقیقات برای عذر خواهی از بانو جانگ جمع میشند بانو جانگ ابتدا کمی تحقیرشون میکنه و بعد هم میگه شماها نباید از من معذرت خواهی کنید بلکه باید از دونگ یی معذرت خواهی کنید و بعد هم میره,کارکنان اداره ی تحقیقات هم از این موضوعکه یک رییت کاری انجام داده که اونها نتونستند انجام بدند بسیار عصبانی هستند و بانو جانگ هم دستور میده که دونگ یی رو بیارن تا ببیندش و میخواد دونگ یی اولین نفری باشه که میبینه

http://pardistour.com/pic/1342401362_.jpg

 


بعد نشون میه که بانو جانگ با دونگ یی داره حرف میزنه و ازش تشکر میکنه و بعد هم جناب هان و اون آقا هم در کانون نوازندگان بی صبرانه منتظر دونگ یی و پاداش هستند و وقتی دونگ یی میاد و پاداشی نمیبینند خیلی ناراحت میشند و میگن چرا پاداش ندادند به تو دونگ یی

http://pardistour.com/pic/1342427561_.jpg

 


و بعد هم اون آقا و جناب هان دلشون رو خوش میکنند به غذا که شاید فردا از راه برسه _37_ و همچنین اتفاق بعدیی که میوفته امپراطور دستور میده که هر کسی پشت این ماجرای تخریب بانو جانگ هست باید پیدا کنید و در هر مقامی بود باید مجازات بشه(این قسمت توی عکس ها نبود)

سپس ملکه این هیون رو نشون میده که داره با خدمتکارش صحبت میکنه و میگه:حتی یک خدمتکار هم جنش رو برای بانو جانگ به خطر میندازه,بانو جانگ یک شخص بزرگه و این حسادت من رو تحریک میکنه , سپس نشون میده که امپراطور رفته پیش بانو جانگ و داره باهاش صحبت میکنه که در میان صحبت اشاره به دونگ یی میکنند و امپراطور میگه :آزادی شما بدون دونگ یی ممکن نبود,که بعد بانو جانگ میگه:امپراطور من یک درخواست از شما دارم و بعد هم سکانس عوض میشه و میره داخل کانون نوازندگان و که کارکنان دارند به دونگ یی میگن تو باید یک پست بالاتر بگیری و اینی که هستی لیاقتت نیست

http://pardistour.com/pic/1342453205_.jpg

 

بعد نشون میده که برادر بانو جانگ از یک شهر دیگه اومده و اسمش هم هست جانگ هی جائه و بعد همراهش بهش میگه که میرید خونه؟بعد هم میگه نه من باید برم جایی کار دارم و حضورم رو در شهر اعلام کنم

سپس نشون میده که چان سو اومده یک خونه اجاره کنه و اون خونه برای کسی نیست جز اون اقا Big Grin که در ابتدا جلوی چا سو کمی خودش رو بزرگتر از اون چیزی که هست نشون میده که مثلا چان سو حساب کار بیاد دستش و بعد میاد بره کانون نوازندگانمیبینه که شخصی(که همون برادر بانو جانگ باشه) جلوش رو گرفته و بهش یک دسته سکه میده

http://pardistour.com/pic/1342416912_.jpg

 


و میره تو خونه ی این آقا  سپس یکی میاد و با این آقا هم مشکل پیدا میکنه که در مین حین چان سو میاد و حساب همشون رو میرس و اون ها هم فرار میکنند و میرن سپس جانگ میاد خونه پیش مادرش و بعد از کمی احوال پرس متوجه میشه که دونگ یی هم اونجا هست و میره تا دونگ یی رو ببینه

http://pardistour.com/pic/1342436214_.jpg

 


بعد بانو جانگ میاد تا برادرش رو ببینه و بهش میگه نظرت در مورد اون چیه؟ک هی جائه کمی تو هم فرو میره و بعد سکانس عوض میشه و میره روی دونگ یی که اومده در بازار و به صورتی امپراطور رو دوباره میبینه

http://pardistour.com/pic/1342390893_.jpg

 

که بعد جناب هان و اون آا دونگ یی رو از دور میبینند و بعد م میرن جلو و خودشون رو معرفی میکنند که بالاخره ما میفهمیم اسم اون اقا بان گیون وان Big Grin هست و بعد هم شام میرن بیرون امپراطور یه غذایی رو میخوره و میگه این چی بود و خیلی خوشش میاد که بهش میگن پوست گاوه

http://pardistour.com/pic/1342374824_.jpg

 


و بعد امپراطور به دونگ یی میگه:تو دوست داری که دیگه در قصر خدمتکار نباشی و جزو یکی از اشراف زاده ها باشی؟کهه دونگ یی میگه اگر بگم نه دروغ گفتم همیشه بهش فکر میکنم ولی من همینی که هستم می مونم ولی دوست دارم در هر مقام و جیی که باشم کارهای بزرگ انجام بدم و بعد امپراطور یاد حرف های بانو جانگ میوفته که به امپراطور میگه اگر میشه یک پستی در قصر به دونگ یی بدید

http://pardistour.com/pic/1342453686_.jpg

 

و بعد فردای اون روز دونگ یی در حال شستن لباس ها هست که آقای بان میاد و با عجله دونگ یی رو با خودش میبره به یکی از قسمت های قصر و در اونجا شخص دیگری اعلام میکنه که دونگ یی به اداره ی تحقیقات میره و در اونجا به مردم سرزمینش خدمت میکنه

http://pardistour.com/pic/1342434258_.jpg

 

منبع انجمن جنرال  : http://www.generaleshop.com





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Foot Pain
جمعه 13 مرداد 1396 01:11 ب.ظ
Hey there! Do you know if they make any plugins to protect
against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any suggestions?
foot pain getting out of bed
جمعه 9 تیر 1396 07:03 ق.ظ
Hi, Neat post. There's an issue with your website in internet explorer,
could test this? IE still is the marketplace chief and a large part of folks will miss your wonderful writing due to this problem.
home std test kit
دوشنبه 5 تیر 1396 03:20 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب
در آغاز آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس از برخی از زمان.

جایی درون پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما تنها برای بسیار در حالی که کوتاه.
من این کردم مشکل خود را با جهش در مفروضات و یک ممکن است را سادگی به پر همه کسانی
معافیت. اگر شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا تا
پایان در گم.
Bernd
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:08 ب.ظ
Outstanding post but I was wondering if you could write a litte more on this topic?
I'd be very grateful if you could elaborate a little
bit more. Thanks!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 02:28 ق.ظ
Touche. Outstanding arguments. Keep up the amazing work.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:13 ق.ظ
Thanks very nice blog!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:53 ق.ظ
hey there and thank you for your info – I have definitely picked up something
new from right here. I did however expertise some technical points using this web site,
as I experienced to reload the web site many times previous to I could get it to load correctly.
I had been wondering if your web host is OK? Not that
I am complaining, but sluggish loading instances times will very frequently affect your placement in google
and can damage your quality score if advertising and marketing with Adwords.

Well I am adding this RSS to my email and can look out for much more of your respective exciting content.

Ensure that you update this again very soon.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:12 ب.ظ
Thank you for sharing your info. I truly appreciate your efforts and I will be waiting for your
next post thanks once again.
چهارشنبه 9 مهر 1393 04:46 ب.ظ
واقعا عالی بود
سه شنبه 24 تیر 1393 01:38 ق.ظ
هلیا
شنبه 10 خرداد 1393 01:10 ق.ظ
عالی بود من كه از الان عاشق امپراطور شدم
مهشید
یکشنبه 26 خرداد 1392 11:42 ب.ظ
http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiley.gifhttp://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiley.gifhttp://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiley.gifhttp://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiley.gifبلاایناروکجا پیدا کردی
امین و مهشید و خدای مهربون
سه شنبه 27 تیر 1391 11:04 ق.ظ


___________________
______________ ______________
__ سلام دوست عزیز ____ ma3ta.com ___
__ ______امیدوارم خوب باشید ________________
_____ وبلاگ امین و مهشید و خدای مهربون ___
___ جایی از جـنس امید و آرامش _________
________ با مطلبی فوق العاده زیبا ____
____ آپ شد__________________
حضور شما باعث دلگرمی ماست
_ __ شاد باشید همیشه __
_______________
__________
______
__



امیدوارم امید و آرامش واقعی رو توی وبلاگ ما تجربه کنید دوست خوبمون
صمیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم

www.ma3ta.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر